تبليغاتX
عصّابه
 نقد الناقد الکبیر المصری،"کمال رمزی" حول فیلم "الرماد "و "سینما آزادی" اخراج حبیب باوی ساجد ومهدی طر
نقد الناقد الکبیر المصری،"کمال رمزی" حول فیلم "الرماد "و "سینما آزادی" اخراج حبیب باوی ساجد ومهدی طرفی
کمال رمزی:

سينما آزادى» و«آش» أو «الرماد» فيلمان جميلان، مهمان، هى من وعن منطقة تقترن، تاريخيا وجغرافيا بالمعارك الحربية، ذلك أنها تقع بين شقى رحى العراق وإيران «عربستان» حسب اللغة العربية و«خوزستان» وفقا للتسمية الفارسية.. الفيلمان المتمتعان بنزعة تسجيلية تشع بالصدق يبددان شيئا من ضباب يحيط بهؤلاء الاهالى الذين يعرفوننا أكثر مما نعرفهم.

«سينما آزادى» اسم دار العرض التى نشهد حكايتها، كاتب السيناريو، المخرج مهدى توفى، استفاد من قدراته كقصاص وشاعر فى بناء فيلمه حيث نسمع صوت الراوى من خارج الصورة، يسرد علينا تاريخ سينما يمتزج بتاريخ المدينة ولا ينفصل عن تاريخه الشخصى، يبدأ الفيلم بجنازة وندرك انها لصاحب دار العرض يتهادى صوته المبلل بالوهن مع دخول الكاميرا إلى بيته الخاوى، صالة كبيرة، تشغلها أكوام مقاعد، سينما مهجورة.

تصعد الكاميرا إلى الدور العلوى، تطالعنا بقايا حياة ومنها صورة الرجل وعليها شريط رفيع أسود..

مع صوت الرجل تتدفق المشاهد من الماضى إلى الحاضر، يخطرنا أن يوم زواجه توافق مع افتتاح دار العرض، وذلك في العام ١٩٤٧ يعود الفيلم إلى الوراء ليرصد على نحو حميمى، وجوه الجمهور المندمجة تماما مع ما يدور على الشاشة، عيون منبهرة موحدة الانفعالات تتابع بنشوة، شارلى شابلن، وآخرين من بينهم منير مراد فى احد استعراضاته، ولاحقا يتحدث أحد كبار السن عن عشق الأهالى لفريد الاطرش وعبدالحليم حافظ، كان الذهاب للسينما جزءا من تقاليد العيد، هكذا يقول الراوى مع صور رقيقة لآباء يضعون أولادهم على ارجلهم وبنات بوجوه نضرة وعيون متعاطفة لكن تلك الايام لا تدوم ودار العرض لا تبقى، الرجل يدخل السجن ويخرج منه قعيدا، وسينما آزادى تحترق إما بسبب غارة جوية أو بفعل من يظن انها حرام.. وينتهى الفيلم بانتهاء مراسم الجنازة.. انه مرثية لا تمس شغاف القلب وحسب، بل تنعش العقل وتجعله ينتبه الى من يحبنا فى بلاد قد تبدو بعيدة.

أما الفيلم الثانى فإن عنوانه المكتوب بالانجليزية هو «ASH» ومعناه رماد، وربما كانت الكلمة مجرد تعبير عن كلمة «ايش» العامية ولكن بلهجة «العربستانيين»، الفيلم اقرب للتحقيق، يتعرض بشمول وعمق لهؤلاء المنسيين بين التاريخ والجغرافيا، فالمنطقة تخضع فى حقبة للحكم الايرانى، ثم العراقى ثم الايرانى، لكن المشكلة، أو المأساة، الابعد غورا ــ كما يقول احد مبتورى الاطراف ــ ان الايرانيين يعتبرونهم خونة والعراقيون أيضا ينظرون لهم كمشروع خيانة، «آش» يعشق وجوه الاطفال، ذات الطابع الملائكى ويشير بقلب يقظ إلى حرمانهم من المدارس والمستشفيات ولا يفوته بصدد دبابات محترقة وقذائف لم تنفجر بسبب تلك الحرب العبثية بين ايران والعراق.

انه عرض حال بالغ الثراء للتاريخ والجغرافيا وفى المحل الاول للبشر بأمانيهم وهمومهم واغانيهم.. والاهم: اصرارهم على مواصلة الحياة وانتزاع لحظات بهيجة خلال افراح الزواج.

مخرج هذا الفيلم حبيب باوی ساجد، شاب نحيل، مهذب، منحنى الفيلمين اثناء مهرجان أبوظبى، وقال إنهم يتابعون الفن المصرى خاصة السينما لكننا لا نعرفهم، وتمنى لو أشاهدهما وأكتب عنهما.. ووعدته بأن أفعل.
|+| نوشته شده توسط حبیب باوی ساجد در سه شنبه ششم دی 1390 و ساعت 0:9  
 جلد سوم از مجموعه «ادبیات معاصر ایران در گذر زمان» ويژه عدنان غریفی نوشته حبيب‌ باوی‌ساجد از سوي انت

جلد سوم از مجموعه «ادبیات معاصر ایران در گذر زمان» ويژه عدنان غریفی نوشته حبيب‌ باوی‌ساجد از سوي انتشارات افراز منتشر شد.

 

به گزارش خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) از خوزستان حبیب باوی‌ساجد، در خصوص تالیف این کتاب، گفت: نوشتن درباره‌ ادبيات معاصر فارسی محدود شده است به چند نام و يك مركز به نام تهران. حال اين‌ كه بودند و هستند نويسندگان و شاعرانی كه به فراخور زمانه‌ای كه در آن زيسته‌اند آلام و آرزوهای مردمان اين سرزمين را در كلمه و كلام بازآفريني كرده‌اند و عدنان غُريفی نويسنده، شاعر و مترجم خوزستانی، بی‌گمان به گواه آثارش، نقش و نگار قابل اعتنايی در ساحت ادبی اين مُلك دارد.

وي افزود: اين حقیقت، جدا از حضور اجتماعی ـ سياسی او است  كه اگر قدری در احوال نويسندگان و شاعران تفحص كنيم، با تحليل و تفسير آگاهانه‌ غريفی در باب مسايل روز آن دوران اين مُلك آشنا می‌شويم كه ريشه در تعهد نويسنده دارد.  عدنان غريفی سه دهه از عمر خود را در غربت (هلند) می‌گذراند و این دوری ناخواسته بیش از پیش باعث شده علاقه‌مندان به ادبیات در این سال‌ها از او نام و اثری نبینند.

این نویسنده و سینماگر، در خصوص انگیزه و اهمیت نگارش چنین کتابی، بيان كرد: به لحاظ سیر تاریخی ادبیات معاصر فارسی و به ‌ویژه ادبیات جنوب نمی‌توان مقاله‌ای نگاشت یا سخنرانی کرد و یا مروری بر گذشته‌ ادبی ایران در پنجاه سال گذشته کرد بی ‌آن‌ که نامی باشد از عدنان غریفی و دستاوردهای ادبی‌اش در حوزه‌های مختلف از جمله نقد، ترجمه، شعر، قصه‌نویسی، ژورنالیسم ادبی و حتی فعالیت صریح اجتماعی‌ ـ‌سیاسی که منجر به زندانی شدنش در دهه‌ چهل شد. باری، این‌ها پرسش‌ها و کنجکاوی‌هایی برای نگارنده پدید آورد که عدنان غریفی در این سال‌ها چه می‌کند و کجا است؟ و آیا اصلاً زنده است؟          

به گفته باوي‌ساجد: این کتاب220 صفحه دارد و در آن هشت فصل از جمله نظر مسعود کیمیایی، محمد محمدعلی، هاشم حسینی، سهام مرادیان (همسر غریفی) درباره عدنان غريفي و فهرست آثار عدنان غریفی، مقدمه، عکس‌ها و داستان منتشر نشده او با نام "خواننده اپرا" به چشم مي‌خورد.

از باوی‌ساجد همچنين پیش از این کتاب "احمد محمود" و مجموعه داستان "عصّابه" چاپ و منتشر شده است.

گفتني است عدنان غریفی متولد 1323 خرمشهر و داستان‌نویس، شاعر و مترجم است. تحصیلات مقدماتی را در زادگاه‌اش گذراند، سپس وارد دانشکده نفت آبادان شد و چون همه دروس به زبان انگلیسی درس داده می‌شد، خواه‌ناخواه با زبان و ادبیات انگلیسی خو گرفت.

در اوایل نیمه دهه چهل با همکاری عده‌ای دفترهای ادبی هنر و ادبیات جنوب را منتشر کرد که پس از انتشار عدد نهم در سال 1346 همگی دستگیر شدند. پس از آزادی، ابتدا در آبادان به عنوان معلم انگلیسی و مربی تنظیم متن برای رادیو و تلویزیون مشغول به کار شد، چندی بعد به تهران منتقل شد و در همين اداره مشغول به کار شد. سپس به رادیو رفت و سردبیر برنامه فرهنگی برنامه دوم بود و ترجمه و اجرای برنامه روزانه «برای شما خوانده‌ایم» را به عهده داشت و هم‌زمان با مجله خوشه به سردبیری احمد شاملو همکاری می‌کرد. او درسال 63 به هلند مهاجرت کرد و بیش‌تر به نوشتن و ترجمه پرداخت و مجله‌ای ادبی به اسم «فاخته» منتشر كرد. مضمون برخی از داستان‌هایش سقوط خانواده‌های ریشه‌دار جنوب کشور و حسرت از دست رفتن مظاهر سنت و طبیعی در هجوم صنعت وابسته است.

 http://khouzestan.isna.ir/Default.aspx?NSID=5&SSLID=46&NID=20597

|+| نوشته شده توسط حبیب باوی ساجد در سه شنبه بیست و دوم آذر 1390 و ساعت 16:16  
 الربيع العربى على شاشة السينما
الربيع العربى على شاشة السينما فى مهرجان ابوظبى السينمايى الخامس

بهارعربى درسينما- جشنواره ى سينمايى ابوظبى

صورة: حبيب باوى ساجد/ عكس: حبيب باوى ساجد
 

 
 

 

 
|+| نوشته شده توسط حبیب باوی ساجد در چهارشنبه بیست و هفتم مهر 1390 و ساعت 19:55  
 گزارش اختصاصى از پنجمين جشنواره فيلم ابوظبى

 

گزارش اختصاصى  از پنجمين جشنواره فيلم ابوظبى

 

Nader and Simin, a separation - Poster / Main Image 

 

1-     حبيب باوى ساجد

 با برگزارى جشنواره هاى سينمايى نظير جشنواره ى فيلم قاهره، دبى و ابوظبى، نگاه سينما و سينما گران جهان به اين بخش از خاور ميانه سوق پيدا كرده است. وجه تفاوت جشنواره هاى سينمايى عربى با مثلاَ جشنواره ى سينمايى فجر در ايران، كه عمر سى ساله دارد، اين كه خارج از تعريف و نگاه و سليقه سينمايى و حضور همه ى سينماگران سرشناس جهان كه از اتفاقات مهم جشنواره است، بخش مهمتر كه در ايران كمتر از آن اطلاع دارند، حضور چهره هاى سرشناس سينماى جهان عرب است؛ سينما گرانى كه هر يك به فراخور نظرگاه اش در شناساندن خاورميانه مى كوشد و برخى از آن ها البته از شاخص ترين سينما گران جهان سينما هستند. اين سينماگران، نكات بارزى هستند در مطرح شدن جشنواه هاى سينمايى عربى كه متأسفانه به علل وعلت هاى مختلف كمتر مى توان نشانى از آنها در جشنواره هاى مهم سينمايى ايران سراغ گرفت.

    افتتاحيه ى اين دوره از جشنواره با نمايش فيلم "آقاى لزهر" به كارگردانى "فليب فالاردو" رقم خورد. اين فيلم، نماينده ى كانادا است در بخش فيلم هاى خارجى آكادمى اسكار. نكته ى بارز اين كه دو فيلم ديگر در جشنواره نيز نماينده كشورشان در اسكار اند؛ "بينا" به كارگردانى "ويم وندرس" از آلمان و "جدايى نادر از سيمين" از ايران.

    در پنجمين دوره از جشنواره ى بين المللى فيلم ابوظبى 179 فيلم از 42 كشور جهان از جمله ايران به رقابت مى پردازند.

 

 

نجيب محفوظ و سينما:

    يكى از بخش هاى مهم و در خور توجه اين دوره از جشنواره، گراميداشت "رابند رانان تاگور" شاعر هندى و نخستين برنده ى غير غربى جايزه ى نوبل به مناسبت 150 سالگى ولادت اش، و بزرگداشت "نجيب محفوظ" تنها نويسنده ى عرب برنده ى جايزه ى نوبل، به مناسبت 100 سالگى تولد اوست.

    در بخش گراميداشت محفوظ، 6 فيلم از مصر و 2 فيلم از مكزيك كه براساس آثار داستانى محفوظ ساخته شده اند، به نمايش درمى آيند.

 

سينما و سينماگران ايران:

    حضور سينما وسينماگران ايران، امسال نيز همانند ديگر دوره هاى اين جشنواره از اهميت ويژه اى برخوردار است.

    "فاطمه معتمد آريا" داور بخش سينماى آسيا است و "بهمن قبادى" رئيس بخش " چشم اندازهاى نو".

    "اصغر فرهادى" با فيلم تحسين شده ى "جدايى نادر از سيمين" در بخش اصلى مسابقه فيلم هاى بلند حضور دارد و زمزمه ها خبر از آفريدن  افتخار ديگرى براى سينماى ايران مى دهد.

    "اميد عبداللهى" و "سيف الله صمديان" نيز با 3 فيلم در بخش مسابقه­ ى فيلم هاى كوتاه شركت دارند. در ميان مهمانان جشنواره، نام "محمدرضا فرطوسى"، "فريد دغاغله" و "حسين عباسى" از مستند سازان ايرانى ديده مى شود.

 

از ديگر بخش هاى جشنواره ابوظبى چه خبر؟

    بخش فيلم هاى بلند داستانى، بخش چشم اندازهاى نو، بخش فيلم هاى مستند بلند، بخش جهان ما، بخش فيلم هاى كوتاه بخش فيلم هاى امارات، بخش مسابقه فيلم هاى كوتاه امارات، بخش انتخاب مردم، بخش انتخاب منتقدان و بخش سينماى آسيا، سينماى جهان و خاور ميانه را به قضاوت مى نشينند.

 جشنواره ى سينمايى ابوظبى، نخستين بار سال 2007 (1385) در امارات متحده عربى برگزار شد.

 

درباره ى فيلم افتتاحيه ى جشنواره:

به نظر مى رسد شباهت فراوانى ميان فيلم"آقاى لزهر" به كارگردانى "فليب فالاردو" وفيلم"ترم" به كارگردانى"لوران كانتيه" كه سه سال پيش موفق به دريافت جايزه ى نخل طلاى كن شد، وجود دارد.

فيلم ترم درباره كلاس درسى است با شاگردانى از مليت هاى گوناگون. اما دغدغه هاى اين دو كارگردان متفاوت است. فالاردو از منظرى نو به مسائل منفى جامعه نظر داشته، كه اين مساله رابه واسطه ى يك مهاجر الجزايرى به نمايش درآورده. فيلم درباره ى مردى الجزايرى است كه در روزنامه خبر خودكشى يك خانم معلم در مدارس كانادا را مى دهد. مرد تلاش مي كند به سرعت جاى خالى زن را در كلاس براى شاگردان پر كند. ا گرچه اهليت تدريس را ندارد اما به سرعت موق تدريس در كلاس مي شود. همسر مرد كه قبل از اين به دست چند نفر افراطى كشته شده است، كنكاو مى شود راز خودكشى خانم معلم را بيابد.

او سعى مى كند  شاگردان را متوجه اين مهم بكند كه كلاس درس همانند يك خانه بايدسرشار از همكارى و سر زندگى باشد ونبايد به دليل عدم موفقيت خودشان معلم را مقصر جلوه دهند.

فالاردو كوشش مي كند كه جامعه به جاى شناخت خود وكاستى هايش، فرفكنى نكند وبه فكر درمان باشد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

|+| نوشته شده توسط حبیب باوی ساجد در دوشنبه بیست و پنجم مهر 1390 و ساعت 14:0  
 نهمین سال خاموشی"احمد محمود"
نهمین سال خاموشی"احمد محمود"

احمد محمود، داستان‌نويس  خوزستانی، روز جمعه 12 مهر سال 81، به‌ دنبال يك دوره بيماري سخت ريوي، در سن 71 سالگي و پس از نیم قرن روایت مردمانِ پرمحنتِ جنوب وبه ویژه زمینِ تفت زده ی خوزستان در بيمارستان مهراد تهران درگذشت.

با رحلت احمد محمود بیش از آن که جامعه ی ادبی نویسنده ای نامدار را از دست بدهد، مردمانِ خوزستان هستند که "راوی"و"صدا" ی شان را ازدست داده اند.

   


Mahmood.JPG

همسر احمد محمود در کنار مزار آقای نویسنده

امام‌زاده طاهر-۱۱ مهر ۱۳۸۷

 



 

|+| نوشته شده توسط حبیب باوی ساجد در سه شنبه دوازدهم مهر 1390 و ساعت 18:39  
 با عباس كيارستمی درلواسان
 

با عباس کیارستمی درلواسان

گزارشی یک ساله از کارگاه‌ عباس کیارستمی در لواسان: تلاش،نگاه وفیلم

"حبیب باوی ساجد"

روزنه:

با«عباس كيارستمي در لواسان»ياداشت هايي ست از كارگاه فيلم سازي اين سينماگرهنرمند كه نگارنده يك سال درآن حضورداشتم. طبيعي ست كه برخي ازگفته ها در حوصله ي اين قلم نيست وبخشي ازآن نيز نوشته نشده است. اما نكته ي مهم اين كه اگر نگارنده با بيش ازده سال فيلم سازي ناگهان يادم آمده است كه ره سپار چنين كارگاهي شوم دلايل متعدد دارد كه ازآن جمله كيارستمي با تاًثيرغيرقابل انكارش برسينما به طوركلي، تجربه هايي دارد كه اين تجربه لزوماً نمي تواند تنها درآثارش خود را نشان دهد؛ حتماً خارج ازمتن چيزهايي هست كه مي تواند منتقل كند وباعث شناخت بيشتر ما از پيرامون خود- ونه تنها امرفيلم سازي مي شود. نكته ي ديگر اين كه نگارنده براي كارگاه وآموزش فيلم سازي كسي را برگزيده ام كه تجربه ي عملي اش زبانزد است ونه دانش تئوري اش. نيز جدا ازآموزه هايش، شخصيت ونوع برخورد با هنرجويان وشكل اداره كردن كارگاه توسط كيارستمي وپرسش وپاسخ هايي كه هنگام نمايش برخي آثارجديد وتجربي اش  وسعه ي صدرش در شنيدن وايضاً محترمانه پاسخ دادن- حتی به سؤالات ابتدايي، بيش از پيش كيارستمي را قبل از فيلم سازي، انسان محترمي درنظرجلوه مي دهد كه جهانشمول بودن آثار وانديشه اش نمي تواند ريشه در چنين منش واخلاق نداشته باشد. به هر شكل اين نوشته مي كوشد اولاً به گفتار- چه هنرجو وچه كيارستمي وفادارباشد وثانياً خواننده را با بخش ديگري از عباس كيارستمي و دلمشغولي اش آشنا كند. اين نكته راهم اضافه كنم كه اين ياداشت ها به طور مستمر نوشته نشده است، ودربرخي ازآن تاريخ جلسه را ذكر نكرده ام،چرا كه در حافظه ام نبوده ست برگزاري جلسه. تا چه پيش آيد.

 

 


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط حبیب باوی ساجد در دوشنبه چهارم مهر 1390 و ساعت 16:35  
 که خرد باز خرد را ... / شعری از دکترعبدالکریم سروش
که خرد باز خرد را ... / شعری از دکترعبدالکریم سروش

که خَرَد باز خِرَد را که گرفتار جنون شد

که زند راه سلامت که دل از پرده برون شد

رخ فرّخ بنمودی و دل از خلق ربودی

مزن آن خنده فرخنده چه غم ها که فزودی

نه عجب پرده خلقی که بدرّی و بسوزی

چه سزد شب چو نسوزد که فروزد چو تو روزی

من از آن شب که سحر خنده جادوی تو ديدم

همه تن صبح صفت، خنده زدم، خرقه دريدم

به کجا می روی ای تازه‌تر از صبح بهاران

باش تا با تو بهار آيد و صبح آيد و باران

باش تا با تو شراب آيد و شهد آيد و شادی

شهد الله که در شهد به گيتی تو گشادی

اهرمن ماند و «من» ماند و دشمن چو نمانی

به که مانی؟ که بماند زتو سرپنجه مانی

مهربانا! تو نگشتی، من سودازده گشتم

مهروش ماندی و من از تو زمين‌وار گذشتم

مَه من، مِهتری از ماه و به از مهر مَهينی

شفقت را شفقی بخش به رخسار زمينی

خارِ خوارم که تو خورشيدی و من سايه نشينمA

بکِش اين خار و گرنه بکُشد خوار و مُهينم

تو برآ، کی دگری با تو چو خورشيد برآيد؟


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط حبیب باوی ساجد در چهارشنبه بیست و سوم شهریور 1390 و ساعت 1:58  
 فیلم سازی، مدیریت سینمایی سیف الله داد وچیزهایی دیگر
                                                     دوسال گذشت

                        فیلم سازی، مدیریت سینمایی سیف الله داد وچیزهایی دیگر

 حبیب باوی ساجد

                                                                                                                                                                                                               

یک:                                                                                                              

سرزمین ایران باپیروزی انقلاب اسلامی نوعی ازنگرش سیاسی را پدیدآوردکه تاکنون وباگذشت سی سال توازن معادلا ت سیاسی جهان درگروتغیر این نگرش بوده است. به سخن دیگرعلی رغم این که تابه امروزبیش از150کشوراسرائیل رابه رسمیت شناخته است،ایران اما درست دربدوپیروزی بروجودکشوری بنام اسرائیل خط بطلان کشیدوتابه امروزجامعه ی جهانی  شاهدهیچ گونه بازنگری دراین تصمیم نبوده است.چرا؟شاید برای این است که اصولاُملت ایران طعم تلخ استعمار وخفقان راچشیده است ونیزاضافه کنید برآن نگرش اسلامی و آزاداندیشی. پرسش امااین است که چراباوجوداعتقادوتصمیم راسخ ملت ایران دردفاع ازحق حقیقتاُ به حق ملت فلسطین،سینمای ایران کمتربه آن توجه داشته است؟نگارنده  براین باوراست که درفیلم سازایرانی نوعی ازاعتقاد به حقانیت ملت فلسطین وبه ویژه شکلی ازنگاه انسانی قائم به ذاتی وجودداردکه متاُسفانه این نگاه درخصوص فلسطین عینیت نیافته ویاکمترعییت یافته است.«کامران شیردل»پیشکسوت ساحت مستندسازی سینمای ایران وخالق آثار قابل اعتنای مستند اجتماعی که جای پرداخت به آن آثار باگذشت چهاردهه از خلق شان همواره در ساحت نقد وپژوهش سینمای ایران خالی ست، می گوید:«...باورکنیدهنوزهم دوربین برای من به عنوان یک اسلحه مطرح است وبه باورمن بایدباآن شلیک کرد.بایدزد.من باخشونت درزمان خودش موافقم. بدون تعارف بگویم با خیلی ازجنگ هاهم موافقم.مانمی توانیم بعضی ازجبرهای محتوم راتغیردهیم.بایدآنهارادرمسیرخاص خودشان قراردهیم وکمک کنیم به این که آن حادثه برگزارشود.من نمی توانم جلوی یک کودک فلسطینی بایستیم ودست اورابگیرم.آن سنگ باید پرتاب شود.این که این ماجرابه کجاکشیده خواهدشدمساله ای است که توسط آدم هاشکل می گیرد.این است که فکرمی کنم ازآن ابزار،هوش،حافظه وتجربه بایدبه عنوان سلاح استفاده کردوحتماُهم نبایدشلیک کردورودرروباشد.می تواندهزارشیوه دیگرداشته باشد،ولی ازسینمای مستند بایدبه عنوان یک ابزاربریدن،دوختن وقاطعانه عمل کردن استفاده شود؛حتی در جنبه های علمی.»1.« «ناصرتقوایی»یکی دیگرازفیلم سازان شاخص درباره ی توقیف نخستین فیلم سینمایی اش«آرامش درحضوردیگران»ماجرای قابل تاُملی روایت می کند:«...هویدارمانی نوشته است به نام«قر نطینه»که ماجرایش مربوط به فلسطینی هاست.آن شب برسرفلسطین بحث کردیم/درمقابل کفیل وزارت خارجه شروع کردبه فحاشی نسبت به مردم فلسطین،که این هاوحشی هستندوچه وچه/من گفتم:ازشمابه عنوان یک دیپلمات،تعجب نمی کنم امابه عنوان یک نویسنده،چطورشماکتابی نوشته ایدکه نظرخودتان نیست.شماکه چنین تصوری نسبت به این ملت دارید،چطوردرباره ی آن هارمان نوشته اید؟خیلی بهش برخورد،تاحدی که تلفن کردبه سازمان امنیت که بیایند ومن راببرند/وخلاصه این که باعث شدفیلم سه سال دیگردرتوقیف بماند...»2 باری، این دوگفتارکوتاه ازدوفیلم سازنامدارایرانی می تواند نظرگاه فیلم سازان ایرانی رادربرابرموضوع فلسطین مشخص کند.اماهم چنان این سوال پس ذهن مخاطب فیلم ایرانی است که:« انسان دردمند فلسطینی درکجای سینمای ایران جای دارد؟»                                                                                                             


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط حبیب باوی ساجد در چهارشنبه بیست و ششم مرداد 1390 و ساعت 19:39  
 دیدار عدنان غریفی ومسعود کیمیایی
  • به بهانه سالگرد تولد مسعود کیمیایی گزارشی از دیدارش با عدنان غریفی
  • حبيب باوي‌ساجد
  •                      

  • در روند ساخت فيلم مستند «عدنان غريفي» نويسنده، شاعر، مترجم و منتقد ادبيات معاصر فارسي، صحنه‌هايي را پديد آورده‌ام تا عدنان ديداري داشته باشد با ياران و دوستان گذشته خود تا از اين رهگذر آرمان، عقايد و حتي درد‌دل‌شان را بي‌طرف بشنويم و بشناسيم و دل در گرو آناني بدهيم كه روزگاري ردپاي افتان و خيزان «انسان‌ اينجايي» را جان به كلمه و تصوير داده‌اند. عدنان غريفي، نويسنده «شنل‌پوش در مه» و «مادر نخل» و شاعر «اين سوي عطر قبيله»؛ او كه هنوز هم نسل سوم روشنفكري ايران صداي گرم و پرطنينش را از برنامه‌هاي ادبي راديو به ياد دارد و با شورمندي احساس نوستالژيك خود را در باب عدنان بيان مي‌كنند. آنجا كه برايشان از «چخوف» مي‌گفت و از ادبيات مدرن و «طنز و طنز‌آوران»، آن زمان كه براي نخستين بار «سالينجر» را ترجمه مي‌كرد و در «هنر و ادبيات جنوب» در دهه 40 جان به چاپ مي‌داد، آن وقت كه «ايتالو كالوينو» را ترجمه مي‌كرد؛ وقتي كه براي نخستين بار «بهوميل‌هرابال» نويسنده چك را با رمان «نظارت دقيق قطارها» در تماشا معرفي مي‌كرد و حالا سه دهه است در غربت روزگار مي‌گذراند، در كنار «مسعود كيميايي» فيلمسازي كه حالا زود است دوربين‌اش را رها كند. مردمان اين سامان را، آن هم در چنين روز و روزگاري. اولي آمده از خرمشهر (يا جنوب جهان؟) و دومي برآمده و تنيده شده در قلب پايتخت اين سرزمين.
    با عدنان غريفي بيرون مي‌آييم و حركت مي‌كنيم. راننده كوچه را عقب‌عقب مي‌آيد. موتورسواري مي‌خورد به سپر عقب تاكسي. راننده شروع مي‌كند به غر زدن. موتورسوار عذرخواهي مي‌كند. راننده هنوز غر مي‌زند! عدنان مي‌گويد: «اون كه عذرخواهي كرد.» در بين راه به «حميد جاني‌پور»، دوست عكاسي كه چند سالي است از خوزستان به تهران آمده است، تلفن مي‌كنم و مي‌گويم چند دقيقه ديگر دفتر كيميايي هستيم براي تصويربرداري فيلم مستند عدنان (حميد پيشتر به من گفته بود كه براي پروژه ماندگار پرتره نويسندگان مي‌خواهد از عدنان غريفي هم عكس بگيرد و گفته بود اگر گذر آقاي غريفي به سرزمين مادري‌اش خورد به او خبر دهم.) وارد دفتر كيميايي مي‌شويم. كيميايي گرم و پرمهر به استقبال مي‌آيد. عدنان را در آغوش مي‌فشرد.
    غريفي مي‌گويد: «با ديدن عكسات و حالا كه خودتو مي‌بينم، چقدر پير شدي!»
    كيميايي با لبخندي بر لب سر تكان مي‌دهد و مي‌گويد: «بله ديگه. يه مراسمي براي احمدرضا احمدي گرفتن، مي‌بينم همه رفيقاي دوروبرمون پير شدن.»
    غريفي: «كجاست حالا احمدرضا؟»
    كيميايي: «خونه‌شه.»
    غريفي: «ما اومديم ولايت مونو (خرمشهر) براي آخرين بار ببينيم، چون مي‌خواهيم بريم دنيارو بگرديم. ولي زيادي مونديم حقيقتش. به همين جهت اينجا دوستان رو مگر اينكه تصادفا اين‌جور ببينيم. حالا شما احمدرضا رو يادآوري كردي. من با كمال ميل (بذار ببينم فردا شب)...»
    كيميايي: «كار تازه‌تون چي؟ يه كار اساسي بذارين رو گردش... آقا حالا ديگه وقتشه يه كار بزرگ و درست و حسابي بذاري وسط.»
    غريفي مي‌گويد: «والله كتاب‌هام تجديد چاپ ميشه.»
    كيميايي: «كار تازه منظورمه.»
    غريفي: «كار تازه، 10 تا مجموعه شعر دارم. خوب من بيكار ننشسته‌ام. 10 تا دفتر شعر دارم كه بعضي‌ها رو با خودم آوردم ايران...»


  • ادامه مطلب
    |+| نوشته شده توسط حبیب باوی ساجد در سه شنبه یازدهم مرداد 1390 و ساعت 2:14  
     نجبيب محفوظ في مهرجان ابوظبي السينمائي
    گرامیداشت «نجیب محفوظ» در جشنواره فیلم ابوظبي
                                    
    جشنواره فيلم ابوظبي بخش ويژه‌اي را به گراميداشت «نجيب محفوظ»، نويسنده فقيد مصري و برنده نوبل ادبيات اختصاص می دهد._
    به نقل از نشنال، پنجمين جشنواره فيلم ابوظبي صدمين سال تولد «نجيب محفوظ» را با اختصاص دادن بخش ويژه‌اي به نمايش فيلم‌هايي با موضوع زندگي و آثار اين نويسنده سرشناس دنياي عرب، گرامی می دارد. 

    در اين بخش،هشت فيلم از كارگردانان سرشناس سينماي مصر كه با اقتباس از كتاب‌هاي معروف اين نويسنده ساخته شده‌اند، به نمایش در می آید. 

    سال 2011 صدمین سال تولد نجیب محفوظ نویسنده برجسته مصری است و به همین مناسبت برنامه های مختلفی در گوشه و کنار دنیا پیش بینی شده است. 

    پیتر اسکارلت، مدیر این جشنواره گفت آثار محفوظ چه در قالب کتاب و چه به صورت فیلم حسی خوشایند و تجربه ای به یاد ماندنی برای مخاطب ایجاد می کند. 

    انتشال التمیمی مدیر برنامه های این دوره از جشنواره فیلم ابوظبی نیز گفت محفوظ طی 8 دهه فعالیت حرفه ای اش تاثیر عمیقی بر فرهنگ عرب گذاشته و به همین مناسبت جشنواره فیلم این دوره ابوظبی را با یک برنامه ویژه که به بزرگداشت او اختصاص یافته به پایان می بریم. 

    او افزود هر چند نمی توان به همین راحتی از این دستاوردهای متنوع و پربار سخن گفت اما ما همه تلاشمان را می کنیم تا کلید و نکات کلیدی آثار نجیب محفوظ را در قالب چند رسانه ای ارایه کنیم و به ویژه الگوی اصلی او که در کارهای درخشانی چون «بچه های جبلاوی» تصویر شده ، بررسی کنیم. 

    درباره این که چه فیلم هایی در این جشنواره به نمایش در می آید سخنی گفته نشده و فقط بر این تاکید شده که این فیلم ها توسط کارگردانان مصری ساخته شده اند. 

    اخیرا ترجمه رمان های نجیب محفوظ با عنوان «قهوه خانه» با ترجمه ریموند استوک، «در زمان عشق» ترجمه کی هیاکینن، «ساعت نهایی» با ترجمه راجر آلن ، «قلب شب» با ترجمه آیدا بامیا و «عشق در زیر باران» با ترجمه نانسی رابرتز به زبان انگلیسی از سوی انتشارات ای.یو.سی (دانشگاه آمریکایی قاهره) نیز به این مناسبت صورت گرفته است. 

    نجیب محفوظ نویسنده و نمایشنامه‌نویس مصری و برنده جایزه نوبل ادبیات، ۱۱ دسامبر ۱۹۱۱ در قاهره به دنیا آمد و ۳۰ اگوست ۲۰۰۶ پس از یک عمل جراحی در 94 سالگی درگذشت. 

    نخستین اثر او با نام «مصر باستان» در سال 1932 منتشر شد و آخرین کتابش با عنوان «رویای دوران بهبودی» در سال 2004 به بازار آمد. رمانهاي سه گانه او درباره قاهره از آثار معروف محفوظ است. اين كتابها به ترتيب با عنوان «بين دو قصر»، «قصر آرزو» و «مستی» نام دارند. 

    او علاوه بر همه رمان ها و داستان های کوتاهش بیش از 30 عنوان نمایشنامه و فیلمنامه در کارنامه ادبی اش دارد.

    جشنواره فیلم ابوظبی از 13 تا 22 اکتبر (21 تا 30 مهر) برگزار می شود.
     

    مهرجان أبوظبي السينمائي يحتفل بالذكرى المئوية لميلاد نجيب محفوظ

    امتازت مسيرة الروائي المصري نجيب محفوظ بميزتين لا مثيل لهما لدى أي كاتب عربي آخر:الأولى نيله جائزة نوبل للآداب عام 1988، والثانية علاقته بالسينما حيث كان من أوائل الكتاب العرب الذين كرسوا جهوداً كبيرة للكتابة السينمائية. انطلاقاً من مكانة محفوظ الأدبية والسينمائية،  أعلن مهرجان أبوظبي السينمائي اليوم احتفاءه بمرور 100 عام على ميلاد هذا الكاتب الإستثنائي، وذلك من خلال تقديمه في الدورة الخامسة (13 – 22 تشرين الأول/أكتوبر 2011) ثمانية أفلام مأخوذة عن أعماله، أو أسهم بكتابة السيناريو أو القصة السينمائية لها، بنسخ أُعيد طبع وترجمة أغلبها. بالإضافة إلى ذلك، سيقوم المهرجان بنشر دراسة عن نجيب محفوظ والسينما، وإقامة معرض لملصقات الأفلام المأخوذة عن أعماله، فضلاً عن تنظيم طاولة مستديرة لمناقشة عناوين بارزة تخص علاقته بالسينما.
     
    ولد نجيب محفوظ عام 1911 في القاهرة، ونشر روايته الأولى عام 1939، وواصل مسيرته الخصبة التي أثمرت أكثر من ثلاثين رواية ومئة قصة قصيرة. إلا أن مسيرته الأدبية واجهت نقطة تحوّل في العام 1994 على أثر تعرضه لمحاولة اغتيال على يد متطرفديني، أصيب من خلاله بطعنة سكين، ما أدى إلى مواجهته صعوبات في استخدام يده اليمنى لأكثر من نصف ساعة في اليوم، متسبّباً في إعاقته عن مواصلة نشاطه الإبداعي في العقود الأخيرة من حياته. منذ العام 1940، شكل عمل نجيب محفوظ كموظف حكومي مصدر رزقه، متنقّلاً بين قطاعات حكومية ذات صلة بالثقافة والسينما، حيث عمل لفترة مديراً لجهاز الرقابة على المصنّفات الفنية (السينما تحديداً)ومديراً عاماً لمؤسسة دعم السينما. منذ أواخر أربعينيات القرن الماضي، بدأ الكتابة مباشرة للسينما، حيث قدّم أكثر من 25 سيناريو وقصة سينمائية أصلية.
     
     
    لم يكن نقل أعمال محفوظ إلى السينما حكراً علىكبار السينمائيين المصريين من أمثال صلاح أبو سيف ويوسف شاهين وحسن الإمام وكمال الشيخ وعلي بدرخان وتوفيق صالح، بل إن عملين روائيين من أعماله ("زقاق المدق" و"بداية ونهاية") ألهما اثنين من أبرز مخرجي المكسيك، خورخي فونس وأرتورو ريبيستين. ستتضمن سلسلة عروض مهرجان أبوظبي السينمائي أفلاماً لمعظم هؤلاء المخرجين المصريين، إضافة إلى الفيلمين المكسيكيين اللذين نادراً ما حظيا بعرض في العالم العربي، وسيحضر الفعاليات بعض من مخرجي هذه الأفلام.
     
    تجدر الإشارة إلى أن أغلب أعمال محفوظ الروائية ترجمت إلى الإنكليزية ونشرت ضمن منشورات الجامعة الأميركية في القاهرة. وبعد حصوله على جائزة نوبل، اتسعت دائرة قراء أدبه عالمياً لتشمل شخصيات بارزة، ليس أقلّها جاكلين كينيدي أوناسيس، التي كانت وقتذاك تشغل منصب محررة في دار نشر "دابل داي". زارت أوناسيس محفوظ في القاهرة وحظيت بسبق نشر الطبعة الأميركية الأولى لأشهر أعماله الأدبية، "ثلاثية القاهرة". 
     
    في معرض تعليقه على سلسلة العروض البارزة هذه، قال عيسى المزروعي، الذي من خلال موقعه كمدير المشاريع الخاصة في هيئة أبوظبي للثقافة والتراث يقود فريق المهرجان: "يغتنم المهرجان هذه الفرصة لإعادة التأكيد على أهمية الاحتفاء بفن السينما من خلال تقديم أمثلة هامة من تاريخ السينما وعبر دعم الحفاظ عليها وترميمها ووضعها في متناول مشاهد اليوم. وهنا أود أن أشكر وزارة الثقافة المصرية والمركز القومي للسينما في مصر على تعاونهما، الذي سيمكّننا من تقديم خمسة أفلام مختارة للإحتفالية بنسخ وترجمة جديدة، أعيد طبعها خصيصاً لبرنامج محفوظ الإستعادي. هذه العروض وفعاليات أخرى سيشهدها مهرجان أبوظبي السينمائي خاصة بنجيب محفوظ ستقدم فرصة استثنائية لعشاق الأفلام والكتب في دولة الإمارات للتمتع بأعمال واحد من أعظم كتاب القرن العشرين، استطاع أن يترك اثراً أدبياً وسينمائياً لا مثيل له."
     
    وفي سياق متصل، قال بيتر سكارليت المدير التنفيذي لمهرجان أبوظبي السينمائي ان "تصوير محفوظ لحيوات شعبه رحب وكثيرالتبصّر، سواء أفي أعماله الأولى التي صور فيها ماضي مصر العريق، أو في الأعمال اللاحقة التي ركز فيها على الطبقة المتوسطة الدنيا في مصر، بحيث تصلح مقارنته ببلزاك، بما هي مقارنة لا يرقى إليها إلا قلة من الكتاب." وأضاف سكارليت انه "في هذه اللحظة التاريخية، حيث أنظار العالم متجهة إلى الجديد الحاصل في هذه الأمة العريقة والساحرة، تقدم أعمال نجيب محفوظ، سواء الأدبية أو السينمائية،وثيقة متفرّدة عما كانت عليه الحياة المصرية خلال القرن الماضي. إلى ذلك، كان محفوظ عبر مسيرته الطويلة كاتباً سينمائياً بامتياز، مستخدماً تقنيات "الفلاش- باك" والمونتاج المتوازي ليقدم لنا شخصيات حيّة في رواياته. وفي كتاباته السينمائية، كما في رواياته، تنقّل بحرية بين الأجناس الفنية والحقبات التاريخية. لقد كان باختصار معلّماً وخبيراً في مجالات شتّى."
     
     أما إنتشال التميمي، مبرمج الأفلام في مهرجان أبوظبي السينمائي والمشرف الرئيسي على هذا البرنامج الخاص بمحفوظ، فيقول: "أدركنا استحالة تقديم منجز محفوظ السينمائي كاملاً في هذه الاستعادة، لكننا نأمل بأن نسلط الضوء على العلامات الفارقة في المسيرة الإبداعية لصاحب "أولاد حارتنا" و"بداية ونهاية" و"ثلاثية القاهرة" ("بين القصرين"، "قصر الشوق" و"السكرية").  لتحقيق تلك الغاية، اختار مهرجان أبوظبي السينمائي تقديم برنامج متعدّد الأوجه، يعكس تنوّع محفوظ، ويخاطب عشاقه كما هؤلاء الذين سيكتشفون لتوّهم ‘سينمائي الأدب’."
     

     

    Abu Dhabi Film Festival to Celebrate 100th Birthday of Nobel Laureate Naguib Mahfouz

    During his very long life, Egyptian author Naguib Mahfouz was credited with two important “firsts” - he was the first Arab author to receive the Nobel Prize for Literature (in 1988), and he was the first Arab author to devote much of his energy to the movies. The Abu Dhabi Film Festival (ADFF) announced today that to mark the 100th anniversary of the birth of this unique and enormously influential artist, it will present screenings of eight major films drawn from his work, many in newly struck or newly subtitled copies, to mark its fifth edition October 13-22. In addition, it will publish a monograph on Mahfouz and cinema, mount an exhibition of posters of films drawn from Mahfouz’s work, and present a roundtable discussion.
     
    Born in Cairo in 1911, Mahfouz published his first novel in 1939, and continued his remarkably prolific career which saw him produce no less than 30 novels and more than 100 short stories, until 1994. In that year, the knife wounds he suffered in an assassination attempt by a religious fanatic made it difficult for him to use his right arm and hand for more than half an hour a day, severely curtailing his artistic activity for the remaining dozen years of his life. Since the 1940s Mahfouz earned his principal living as a civil servant, working in a variety of government departments related to culture and cinema. In fact, for a while he was director of the Office of Film Censorship. But starting in the late 1940s he had also begun to write for the screen and was eventually credited with more than 25 original screenplays.
     
    Not only were Mahfouz’s works brought to the screen by some of Egypt’s most notable directors, including Salah Abou Seif, Youssef Chahine, Hassan Al Imam, Kamal Al Sheikh, Ali Badrakhan and Tawfik Saleh, but two of his novels were the inspiration for a couple of Mexico’s major directors, Jorge Fons and Arturo Ripstein. ADFF’s series will include films by most of these filmmakers, and several of them are expected to attend. The retrospective will also include the two Mexican films, which have rarely been screened in the Middle East.
     
    Most of Mahfouz’s fiction has been translated into English and published by the American University of Cairo Press. After he received the Nobel Prize, his worldwide readership increased incrementally, and no less a luminary than Jacqueline Kennedy Onassis, then an editor at Doubleday in New York, came to Cairo to meet him and championed the first American publication of The Cairo Trilogy, his most famed work.
     
    Commenting on this remarkable series, Eissa Saif Al Mazrouei, who as the Abu Dhabi Authority for Culture and Heritage’s Director of Special Projects heads the ADFF team, said, “The Festival takes this opportunity to reaffirm the importance of honoring the art of film by presenting important examples from the history of cinema and by supporting their preservation and restoration in order to share them with today’s new audiences. Thanks to the cooperation of the Egyptian Ministry of Culture and the Egyptian Film Center, it will be possible to for us to present newly struck or newly subtitled copies of five of the films chosen for the retrospective. These screenings and other events relating to Mahfouz during the film festival will offer a unique chance to lovers of film and lovers of books throughout the United Arab Emirates to enjoy the work of one of the greatest writers of the 20th century, a man whose influence upon both literature and cinema is widely recognized as being without equal.”
     
    Peter Scarlet, Executive Director of ADFF, remarked, "Mahfouz’s depiction of the lives of his countrymen is so broad and so penetrating, whether in his early works in which he depicted Egypt’s ancient past or later work when he focused on the lives of Cairo’s lower middle class, that he’s sometimes been compared to Balzac – and that’s a comparison of which very few authors are worthy. At this moment in history, as the world turns its attention anew toward that ancient and fascinating nation, the work of Naguib Mahfouz, both on the page and on screen, gives a unique sense of what life was like there for much of the preceding century.   In addition, throughout much of his career Mahfouz was an extremely cinematic writer, using devices like flashbacks and parallel montage to bring his characters to life on the page. And in his screenplays, as in his novels, he moved freely between genres and historical eras. In short, he was a master of many realms.”
     
    Intishal Al Timimi, an ADFF programmer and the main curator of the program, added, “We recognize the impossibility of fully encompassing Mahfouz’s long career in this retrospective, but we hope to shed light on some of the key landmarks in the creative path of the writer of such important novels as The Children of Gebalawi, The Beginning and the End, and The Cairo Trilogy: Palace Walk, Palace of Desire, Sugar Street.  To this end, ADFF has chosen to present a multi-faceted program that reflects Mahfouz’s diversity, offering something both for his admirers and for those who are just discovering this ‘cinéaste of literature’.”

    Further details on the Mahfouz retrospective at Abu Dhabi Film Festival will be announced in the coming months.
     

    |+| نوشته شده توسط حبیب باوی ساجد در سه شنبه بیست و هشتم تیر 1390 و ساعت 23:21